مجتبى ملكى اصفهانى

109

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

انسانى كه از حال او اطلاع نداريم ؛ و يا شك در تغيير يكى از اوصاف سه‌گانه آب ، و يا شك در نجس شدن لباس و موارد فراوان ديگر ، كه در تمام آنها اصل طهارت جارى مىشود . ولى اگر شك ناشى از شبهه حكميه باشد مثل اينكه حيوانى از آميزش دو حيوان پاك و نجس متولد شود و شبيه به هيچ‌كدام از حيوانات موجود نباشد و چون شبيهى ندارد تا حكم آن مشابه را بر او مترتب كنيم ، شك كنيم در پاك يا نجس بودن آن ، در اين‌گونه موارد كه شك ناشى از شبه حكميه است ، در جريان و عدم جريان اصل طهارت اختلاف است ؛ مشهور ، عدم جريان اصل طهارت در شبهات حكميه است . اصالة الظهور يا اصل ظهور به عنوان « اصل لفظى » رجوع شود . اصالة العموم يا اصل عموم به عنوان « اصل لفظى » رجوع شود . اصالة اللزوم يا قاعده لزوم اصل لزوم يا قاعده لزوم از قواعد فقهى است كه در ابواب معاملات هنگام شك در لزوم يا جواز عقد مورد استفاده قرار مىگيرد . اين اصل يا قاعده فقهى ، كمتر در كلمات بزرگان به صورت مستقل مورد بحث و بررسى قرار گرفته است ، ولى معمولا در ابتداى بحث معاملات و مخصوصا ابتداى بحث خيارات مطرح